قسمت پنجم

خداحافظی با لئو

شردر همه هیولاهارو نابود کرد ولی وینترز رو نتونست نابود کنه چون اون یه زره داشت. حتی اون کلاه هم داشت. ناگهان کمد دیواری افتاد روی سر شردر. من و حانیه نگاه کردیم و دیدیم دان اونجا ایستاده اما زود به زمین افتاد. ما فهمیدیم دان اون کمد دیواری رو انداخت. ...

در ساختمان وینترز من و حانیه و شردر زندانی بودیم. ناگهان دیوار خراب شد و  لاک پشت های نینجا آمدند اما لئو نیامد. آنها من و حانیه را آزاد کردند.

من:لئو کجاست؟

دان با گریه:او مرده.

من:شما چه طور آمدید؟

دان:حالمون خوب شد.

ما با وینترز جنگیدیم و او را بیهوش کردیم و از آنجا بیرون آمدیم.ما آنجا را آتش زدیم و مطمئن بودیم که شردر و وینترز مردند.

پایان قسمت پنجم